چرا كودك امام باشد؟


ممكن است كسي اشكال كند كه چه ضرورتي دارد امام، كودك باشد؛ در حالي كه ممكن است مورد شك و ترديد عدّه اي قرار گيرد؟ ممكن است عواملي چند در اين انتخاب مؤثّر باشد:
1. امتحان مردم؛ زيرا با اثبات امامتِ طفل، از راه معجزه و جهات ديگر، انسان مورد امتحان قرار مي گيرد كه چگونه در برابر حقّ تسليم مي شود؟
2. براي اثبات اين كه امامت اين شخص، از جانب خدا است؛ زيرا اگر امامان تنها در بزرگ سالي به مقام امامت نائل مي شدند، ممكن بود شخص خيال كند كه مقامات و كمالات آنان اكتسابي است. امّا در طفل صغير، هيچ گاه اين گمان برده نمي شود و اگر طفلي فضايلي در حدّ امامت داشت، شكّي نيست كه او از جانب خداوند، به مقام امامت نصب است؛ همان طوري كه در مورد امام جواد(ع) چنين اتفاق افتاد. فلذا يك توجيه براي امّي بودن پيامبر(ص) اين است كه كسي گمان نكند كه آنچه را كه براي مردم از معارف آورده، از ديگران فرا گرفته و يا در كتابي خوانده است.
3. براي اثبات اين مطلب كه مقام و منزلت، بر اساس لياقت است نه بزرگي سنّ.

***