سه روزه بود كه شهادتين را بر زبان جاري ساخت


علامه مجلسي در بحار الانوار به نقل از دايه امام جواد(ع) مي نويسد: چون روز سوم ولادت فرا رسيد، آن مولود نوراني ديده حقيقت بين خويش را به آسمان گشود و به سوي راست و چپ نظر كرد، سپس شهادتين را بر زبان جاري ساخت.
دهم رجب سال 195 هجري بود كه با ولادت امام جواد(عليه السلام)، خانه پدر بزرگوارش امام علي بن موسي الرضا عليه السلام نوراني شد و امام رضا در حق فرزندش فرمود: اين مولودي است كه براي شيعيان ما «در اين زمان » با بركت تر از او زاده نشده است.
حكيمه خاتون، دختر امام موسي كاظم(عليه السلام) و خواهر امام رضا(ع) درباره ولادت برادرزاده اش مي گويد: پس از آن كه نوزاد را در جامه هاي مطهر پيچيده بوديم و حضرت رضا(عليه السلام) او را از ما گرفت، در گهواره گذاشت و به من سپرد و فرمود: از اين گهواره جدا مشو! چون روز سوم ولادت فرا رسيد، امام جواد(ع) ديده حقيقت بين خويش را به آسمان گشود و به سوي راست و چپ نظر كرد و به زبان فصيح ندا داد: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ»، چون اين حالت غريب را از آن نور ديده مشاهده كردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفياب شدم و آنچه ديده و شنيده بودم را به خدمت حضرت عرض كردم، حضرت فرمود: «پس از اين عجايب بسيار را بيش از آنچه مشاهده كردي، مشاهده خواهي كرد». (منتهي الامال ج2 ص572و573، المناقب ج4 ص394، بحار النوار ج48 ص316 و ج50 ص10، الانوار البهيه ص250، حلية الابرار ج4 ص524، الثاقب في المناقب ص504، مدينة المعاجز ج7 ص260)
عجيب نيست اگر كودكي در سن 9 سالگي به امامت برسد، در سه روزگي هم زبان به حمد و ثناي الهي باز كند.
آن مولود با بركت حدود 16 سال رهبري و امامت شيعيان را عهده دار شد و در اين مدت معجزات و كرامات زيادي را از خويش به يادگار گذاشت. به عنوان نمونه، محمد بن ميمون مي گويد: به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم، به حضرت عرض كردم، مي خواهم به مدينه بروم، نامه اي براي ابي جعفر بنگار تا با خودم ببرم، امام رضا (ع) تبسمي كرد و نامه اي نوشت، به مدينه رفتم در حالي كه چشم هايم به دردي مبتلا بود، به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحويل دادم، «موفق» غلام امام گفت: سر نامه را بگشا و در پيش روي امام قرار ده، اين كار را كردم، آن گاه حضرت جواد (ع) فرمود: اي محمد وضعيت چشمت چگونه است؟ عرض كردم: يابن رسول الله، همان گونه كه مشاهده مي فرماييد، بيمار است و نورش رفته است. حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد، بر چشمم كشيد، بينايي ام چون سالم ترين زمانش گشت. دست ها و پاهاي حضرت را بوسيدم و در حالي بازگشتم كه بينايي ام را بازيافته بودم و اين در زماني بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود.

***

(مسندالامام الجواد ص117، الخرائج والجرائح ج1 ص 372، موسوعة الامام الجواد ج1 ص235، اثبات الهداه ج3 338، بحارالانوار ج 50 ص 46، مدينة المعاجز ج 7 ص372، كشف الغمة ج2 ص365، حلية الابرار ج4 ص540)