حماد بن عيسي جهني


ابومحمد حَمّاد بن عيسي جُهَني، محدث و فقيه اماميه قرن دوم است. او با امام صادق، امام كاظم، امام رضا و امام جواد عليهم السلام معاصر بود. از حمادبن عيسي، در منابع حديثي شيعه، افزون بر 1500 حديث نقل شده است.
عالمان رجال شيعه او را با صفاتي چون ثقه و صدوق ستوده اند ولي غالب رجاليون اهل سنت، او را تضعيف و گاه به افترا و وضع حديث متهم كرده اند. بيشتر روايات او مربوط به احكام بوده و در امامت و اخلاق هم احاديثي را نقل كرده است. كتاب هايي را هم به او نسبت داده اند.

زندگي نامه

برخي حماد را مولي[1] و برخي اصل او را عرب[2] و كوفي[3] دانسته اند كه بعدها در بصره ساكن شده[4] و بدين سبب بصري خوانده شده است.[5] مؤيد اين نظر، شهرت حماد به جُهني است كه از انتساب وي به قبيله جُهَينه، شاخه اي از عربهاي قُضاعه كه ساكن كوفه شدند، [6] حكايت دارد.[7]
جد حمّاد، عبيدة بن صيفي جهني، از صحابيان پيامبر بوده و حماد به واسطه پدرش از او حديث نقل كرده است.[8]
حماد به سال ???، [9] در نود و چند سالگي[10] درگذشت. بنابر روايتي، امام كاظم (ع) براي او دعا كرده بود كه پنجاه حج نصيبش شود. هنگامي كه وي عازم حج پنجاه و يكم شد، در سيلي كه از جحفه تا مسجد شجره و از آنجا تا مدينه ادامه داشت، غرق شد و بدين سبب به غريق الجحفه نيز مشهور است.[11] قبر او نزديك مدينه، بوده است.[12]

امامان معاصر با حماد

حماد با امام صادق، امام كاظم، امام رضا و امام جواد عليهم السلام معاصر بوده است.[13] با توجه به سنّش در هنگام وفات، احتمالا بين سالهاي 110 تا 120 متولد شده و در نتيجه با امام صادق عليه السلام (متوفي 148) هم عصر بوده است. برخي گفته اند كه او تا زمان امام رضا عليه السلام (متوفي 203) زنده بوده است.[14] البته بهاءالدين اربلي[15] از ديدار وي با امام جواد عليه السلام سخن گفته است. حماد از اصحاب مشترك امام صادق، امام كاظم و امام رضا عليهم السلام شمرده شده، [16] هر چند از او روايتي از امام رضا و امام جواد عليهماالسلام باقي نمانده است.

خصوصيات

بنابه گفته علامه حلّي، حماد اهل دقت و احتياط در نقل حديث بوده است، [17] به همين سبب با اينكه از امام صادق عليه السلام هفتاد حديث شنيده بوده، براي اطمينان، به روايت بيست حديث بسنده كرده است.[18]
ديدگاه علماي رجال

علماي شيعه

حمادبن عيسي از راويان مشترك شيعه و اهل سنّت است. رجاليان شيعه او را با صفاتي چون ثقه و صدوق ستوده اند.[19] به گفته طوسي[20] چند تن از اصحاب امام كاظم با ديدن معجزات حضرت رضا از عقيده وقف برگشتند و به امامت وي گردن نهادند كه در اين ميان از حماد نيز نام برده است هرچند در ديگر منابع به اين مطلب اشاره نشده است. كشّي[21] حماد را يكي از شش راوي فقيه از اصحاب امام صادق شمرده و گفته است شيعيان بر صحت روايات، تصديق منقولات و اعتراف به فقاهت آنها اجماع دارند. اين عده دانشمندترين افراد در طبقه جوان تر شاگردان امام صادق بودند.

علماي اهل سنت

از علماي اهل سنّت فقط يحيي بن معين، حماد را شيخِ صالح دانسته است[22] و ديگران او را تضعيف و گاه به افترا و وضع حديث متهم كرده اند.[23] با اين حال، محدّثان اهل سنّت در كتابهاي خود روايات وي را از امام جعفر صادق، حنظلة بن ابي سفيان جمحي، سفيان ثوري و ابن جريج نقل كرده اند.[24]

از راويان حديث

از حمادبن عيسي، در منابع حديثي شيعه، افزون بر 1500 حديث نقل شده است. خويي، [25] ذيل عنوان حمادبن عيسي، 1036 روايت او را برشمرده است كه ظاهراً بايد بخشي از روايات منقول از حماد را، كه ميان وي و حماد بن عثمان مشترك است، [26] به آنها افزود.[27] به نظر شوشتري،[28] وجه تمايز اين دو حماد، مروي عنه آنهاست، زيرا حمادبن عيسي از حريز بن عبدالله سجستاني روايت نقل كرده است و حماد بن عثمان از عبيدالله بن علي حلبي.

بررسي محتواي روايات حماد

بررسي محتواي روايات حماد نشان مي دهد كه او بيشتر به ثبت و نقل احاديث احكام اهتمام داشته است و در اين زمينه از راويان پر حديث به شمار مي آيد. رواياتي نيز درباره امامت و اخلاق دارد.[29] او بيش از همه از امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام، [30] از طريق حدود پنجاه راوي و بيشتر از حريز بن عبدالله سجستاني -از جمله كتاب الصلاة حريز- روايت كرده است.[31]

صحيحه حماد

روايتي مشهور به صحيحه حماد درباره آداب و كيفيت نماز در كتب روايي شيعه وارد شده است[32] كه مقبول و مستند فقهاي اماميه بوده است.[33]
راويان روايات حماد
بيش از چهل تن نيز مستقيماً از او روايت نقل كرده اند[34] كه بيش از همه، ابراهيم بن هاشم از او روايت كرده است. در بعضي اسانيد، به اشتباه، ابراهيم بن هاشم راوي حماد بن عثمان ذكر شده است، در حالي كه قطعاً ابراهيم بن هاشم، حماد بن عثمان را درك نكرده و احتمالا در اسناد، تصحيف يا حذفي رخ داده است.[35]

تأليفات

به حماد چند كتاب نسبت داده شده است: كتاب الزكاة، كتاب الصلاة و كتاب النوادر، [36] كه احتمالا حاوي كتا ب هاي حريز بن عبدالله سجستاني بوده اند، [37] همچنان كه اصول بسياري از اصحاب ائمه و كتاب سليم بن قيس از طريق وي روايت شده است.[38] كتاب ديگر او، مسائل التلميذ و تصنيفه، حاوي پند و اندرز و مطالبي درباره توحيد و دانستني هايي درباره انسان و حيوانات است كه حماد از امام صادق عليه السلام پرسيده و حضرت پاسخ داده است.[39] ابوغالب زراري[40] نيز يك جزء حديثي از روايات حماد نگاشته كه به گفته زراري، اين روايات از يكي از كتابهاي حماد اخذ شده است.

***

1. برقي، رجال البرقي، ص21، 48؛ نجاشي، رجال النجاشي، ص142
2. نجاشي، رجال النجاشي، ص142
3. كشّي، اختيار معرفة الرجال، ص317؛ طوسي، رجال الطوسي، ص187
4. برقي، رجال البرقي، ص21
5. كشّي، اختيار معرفة الرجال، ص316
6. سمعاني، ج2، ص134
7. كشّي، اختيار معرفة الرجال، ص317
8. ابن ماكولا، الاكمال في رفع الارتياب، ج6، ص47ـ48؛ ابن اثير، اسدالغابة في معرفة الصحابة، ج3، ص356
9. نجاشي، رجال النجاشي، ص143
10. شوشتري، قاموس الرجال، ج3، ص662؛ خويي، معجم رجال الحديث، ج6، ص228
11. نجاشي، رجال النجاشي، ص142طوسي، رجال الطوسي، ص187
12. بهاءالدين اربلي، كشف الغمة في معرفة الائمة، ج3، ص518
13. نجاشي، رجال النجاشي، ص142، بهاءالدين اربلي، كشف الغمة في معرفة الائمة، ج2، ص418ـ419، ج3، ص157
14. الاختصاص، منسوب به شيخ مفيد، ص205
15. اربلي، كشف الغمة في معرفة الائمة، ج 3، ص205
16. برقي، رجال البرقي، ص21، 48، 53؛ طوسي، رجال الطوسي، ص187، 334
17. علامه حلي، خلاصة الاقوال، ص 124
18. كشّي، اختيار معرفة الرجال، ص316
19. طوسي، فهرست كتب الشيعة و اصولهم، ص156؛ طوسي، رجال الطوسي، ص334
20. طوسي، كتاب الغيبة، ص71
21. كشي، اختيار معرفة الرجال، ص375
22. ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج20، ص49؛ ذهبي، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، ج5، ص63
23. ابوداوود، سؤالات، ج1، ص360، ج2، ص126؛ ابن ابي حاتم، كتاب الجرح و التعديل، ج3، ص145؛ ابن حِبّان، كتاب المجروحين من المحدثين و الضعفاء و المتروكين، ج1، ص253ـ 254
24. ابن ماجه، سنن ابن ماجة، ج2، ص1380؛ ترمذي، سنن الترمذي، ج5، ص131ـ132؛ طبراني، المعجم الاوسط، ج4، ص235، ج7، ص124؛ ابونعيم اصفهاني، جزء فيه طرق حديث « ان اللّه تسعة و تسعين اسمآ »، ص152ـ155
25. خويي، ج6، ص216
26. طريحي، ص63ـ64؛ كاظمي، ص48ـ 51
27. خويي، ج6، ص189ـ198
28. شوشتري، ج3، ص663
29. اردبيلي، جامع الرواة، ج1، ص273ـ276
30. خويي، معجم رجال الحديث، ج6، ص231، 422ـ424
31. خويي، معجم رجال الحديث، ج6، ص189، 231، 426ـ437
32. كليني، الكافي، ج3، ص311ـ312؛ ابن بابويه، كتاب مَن لايحضُرُه الفقيه، ج1، ص300؛ طوسي، تهذيب الاحكام، ج2، ص81ـ82
33. ابن شهيدثاني، منتقي الجمان في الاحاديث الصحاح، ج2، ص64ـ65
34. خويي، معجم رجال الحديث، ج6، ص231ـ232
35. شوشتري، قاموس الرجال، ج3، ص652، 659
36. نجاشي، رجال النجاشي، ص142ـ143؛ طوسي، فهرست كتب الشيعة و اصولهم، ص156
37. طوسي، فهرست كتب الشيعة و اصولهم، ص162
38. طوسي، فهرست كتب الشيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الاصول، ص22، 195، 230، 235
39. ابن غضائري، الرجال لابن الغضائري، ص123؛ نجاشي، رجال النجاشي، ص143
40. زراري، رسالة ابي غالب الزراري، ص178