يا جواد الائمه ادركني


نام امام نهم «محمّد»، كنيه اش ابوجعفر و لقبهاي معروفش «تقي» و «جواد» است؛ كه حكايت از تقواي بينظير و جود و بخشش فوق العاده ي ايشان دارد. پدر بزرگوارش امام هشتم، حضرت علي بن موسي الرضا(ع) و مادر والا مقامش «خيزران» نام داشت. امام جواد (ع) در آخر ماه صفر سال 203ه. ق پس از شهادت پدر بزرگوارش، درحالي كه هفت سال و اندي از عمر مباركش مي گذشت، عهده دار مقام امامت و جانشين پدر گشت. امامت آن حضرت، هفده سال و چند ماه به طول انجاميد. از اين مدّت، حدود پانزده سال آن معاصر حكومت مأمون و دو سال ديگرش همزمان با زمامداري معتصم عباسي بود.

از حضرت جواد (ع)، با وجود كمي سنشان، كرامات و معجزات زيادي ديده شده است. بيشتر اين معجزات به منظور تثبيت پايه هاي امامت و تحكيم عقايد افراد، صورت گرفته. زيرا صدور معجزه و عمل خارق العاده از مردي كه ادعاي امامت مي كند، از نشانه هاي امامت و جانشيني او از رسول خدا (ص) به شمار مي رفت.

مجمع همه ي فضايل انساني

امامان معصوم (ع) مجمع همه ي فضايل انساني و نمونه و الگويند؛ امام نهم نيز در زمان خويش در همه ي فضايل، گوي سبقت را ربوده و سر آمد همگان بودند. عبادتهاي پيوسته ي امام و نيايشهاي شبانه ي آن حضرت، مشهود و مشهور است. اظهار نيازمندي به درگاه ايزد منّان، خصوصيت ويژه ي همه ي امامان و از جمله امام جواد (ع) بود.

تعليم و تربيت و ساختن انسانهاي والا، همواره مورد توجّه امامان ما بوده است. امام محمّد تقي (ع) نيز با اين كه زمينه و امكان تماس زيادي با مردم نداشت و عمرش نيز كوتاه بود با اين وجود، افراد بسياري را تربيت كرد؛ از جمله: ابراهيم بن محمّد همداني، زكريا بن آدم بن عبداللّه، عبدالعظيم حسني، علي بن مهزيار...

فضايل و مكارم اخلاقي امام جواد (ع) قابل شمارش نيست؛ ازجمله بخشندگي و جود ايشان است كه باعث شد به «جواد الائمه» ملقب شوند.امام جواد (ع) هر سال بيش از يك ميليون درهم بين نيازمندان مدينه، تقسيم مي كرد. ايشان مي فرمايند: از نشانه هاي سخاوت مرد، بخشش به كساني است كه بر او حقّي دارند.

اسماعيل بن هاشمي مي گويد:

«از تنگدستي به امام جواد (ع) شكايت بردم؛ امام (ع) دست به زير سجّاده برد و يك قطعه طلا به من داد. به بازار برده، آن را كشيدم؛ شانزده مثقال بود!»

عدم دلبستگي امام به دنيا، كه نشانه ي زهد ايشان بود نيز بسيار بارز مي باشد. حسين مكاري مي گويد:

«در بغداد خدمت امام (ع) رسيدم. در آن موقع، امام (ع) در كاخ مأمون، مسكن داشت و در اطرافش غلامان و كنيزان بسيار و تشريفات زياد ديده مي شد. با خود گفتم امام جواد (ع) با وجود اين همه امكانات و تشريفات، ديگر به مدينه برنميگردند! امام (ع) فرمودند: اي حسين! نان جو با نمك نيم كوب درحرم رسول خدا (ص) براي من بهتر است از اين موقعيتي كه مي بيني!»

امام (ع) مانند پدر بزرگوارشان به كار و تلاش و زراعت نيز مي پرداخت و در مدّتي كه در مدينه بود به كارهاي كشاورزي و رسيدگي به باغستانها و نخلستانها، كه به عنوان صدقه ي جاريه جدّ بزرگوارش امام موسي بن جعفر (ع) بود، مشغول مي گشت. خود امام جواد (ع) از جدش امام صادق (ع) روايت كرده است كه: «مردي در بدست آوردن مال دنيا سعي زيادي مي كرد. حضرت به او فرمود:« اين مال را براي چه مي خواهي؟» عرض كرد:«براي آنكه به زن و بچّه ام غذاي لازم و نفقه ي واجب را بدهم و به خويشانم ببخشم. براي خدا به مكه بروم. به فقرا و بينوايان كمك كنم. دختران يتيم را شوهر دهم. مجالس مسجد و عظمت شما خاندان را به اميد اجر و ثوابي كه پيامبر خدا (ص) وعده داده است، برپا كنم.» امام صادق فرمودند:« اينها همه، كار آخرت است؛ كار دنيا نيست؛ بايد بكوشي و همه ي اين كارها را در سايه ي كسب حلال انجام دهي.»

كار و تلاش براي تأمين معاش خانواده و انجام خيرات و مبرات، از نظر ايشان عبادت بود.

اين امام همام، در ناملايمات روزگار، صبر را پيشه ي خود مي ساخت و بردباري او برغضبش همواره چيره مي شد. نرمخويي، مدارا و صبر و تحمل، دستگيري از نيازمندان، تهيدستان و گرفتاران از خصايص اين امام بزرگوار به شمار مي رفت.

باطل در برابر حق

تلاشهاي مذبوحانه ي مأمون براي ضربه زدن به حضرت محمّد بن علي الجواد (ع) و لكّهدار كردن مقام امامت ايشان بسيار زياد بود؛ از جمله اين كه، مأمون در اصل ازدواج دخترش «ام الفضل» با امام جواد (ع) اغراض خاصي را دنبال مي كرد. اين ازدواج، موقعيت مناسبي بود كه بعضي از نقشه هايش را اجراء كند؛ مثلا در هنگام برنامه ي ازدواج، دستور داد صد كنيز جوان از زيباترين كنيزان را برگزينند و در دست هر يك جامي پر از جواهرات بدهند؛ تا هنگامي كه امام جواد (ع) وارد مجلس عقد مي شوند، از آن حضرت استقبال كنند. امام محمّد تقي (ع) كه از توطئه ي مأمون آگاه بود، بدون اعتنا به كنيزان وارد مجلس شد و در جايگاه خود نشست! و بدين ترتيب امام، يكي از نقشه هاي خائنانه ي مأمون را با دقّت در حريم هاي رفتاري، نقش برآب نمود.

موقعيت سياسي، نفوذ اجتماعي و فعاليتهاي گسترده امام جواد (ع) در زمان معتصم و دست اندركاران حكومت او نيز تحمل ناپذير مي نمود؛ از اين رو معتصم درصدد كنترل امام (ع) برآمد و ايشان را به بغداد احضار كرد؛ تا او را تحت نظر خود داشته باشد و از گسترش نفوذ امام جلوگيري كند. امّا زماني كه سياست كنترل را بينتيجه ديد، درصدد اجراي طرح قتل امام (ع) برآمد. از اين رو، كسي را براي اجراي اين توطئه انتخاب كرد كه يقين داشت به وسيله ي او، به هدف پليد خود مي رسد. آن شخص، مأمور و جاسوس ويژه ي دستگاه خلافت در درون خانه ي امام (ع)، يعني امّ الفضل دختر مأمون، بود! زيرا معتصم، نقطه ي ضعف امّ الفضل را مي دانست. امّ الفضل از ابتدا، از زندگي با آن حضرت ناراضي بود. زيرا زندگي اي كه او به آن خو گرفته بود، با زندگي امام (ع) تناسبي نداشت. منشأ كينه و دشمني امّ الفضل نسبت به امام جواد (ع)، ازدواج امام (ع) با سمانه ي مغربيه - مادر امام هادي (ع)- و احترام و تجليل ايشان از او و برتري دادن او بر امّ الفضل و ديگري عقيم بودن امّ الفضل بود.

امّ الفضل، زهر دريافتي از معتصم را در انگور قرار داد و نزد امام جواد (ع) آورد و بدين ترتيب، آن حضرت را مسموم ساخت و به منظور پليد خود و معتصم جامه ي عمل پوشاند. هر چند او، پس از اينكه امام (ع) از آن انگورها خورد، به ظاهر پشيمان شد و شروع به گريه كرد.

امام (ع) درآخر ذيقعده سال 220ه. ق درحالي كه فقط 25 سال از عمر پربركتش مي گذشت، به شهادت رسيد. پيكر پاكش در كنار جدّش موسي بن جعفر (ع) در قبرستان قريش در بغداد به خاك سپرده شد كه هم اكنون به «كاظمين» معروف است و زيارتگاه و كعبه ي آمال شيفتگان حق و دوستداران مكتب امامت و ولايت است.

درود خدا و فرشتگان و مؤمنان بر او و شيعيان خالصش باد.

***