چرا امام جواد با دختر قاتل پدرش ازدواج كرد؟


در سنت برخي از معصومان و رهبران ديني مسايلي وجود دارد كه از اسرار الهي بوده و شناخت آن مشكل است، مانند كشتن كودكي توسط حضرت خضر كه مورد اعتراض حضرت موسي عليهالسلام قرار گرفت، اما حكمت آن، حفظ ايمان ديگران بود.



ازدواج امام جواد عليهالسلام با دختر مأمون (ام الفضل) نيز از مسايلي است كه اظهار نظر قطعي درباره آن مشكل است؛ ولي ميتوان برخي عوامل را تأثير گذار دانست. ازدواج حضرت جواد عليهالسلام با ام الفضل هم از ناحيه حضرت قابل بررسي است و هم از ناحيه مأمون كه چه اهدافي از ازدواج دختر خود با امام جواد عليهالسلام داشت؟ به نظر ميرسد مأمون اهداف زير را دنبال ميكرد:



1- نظارت بر رفتار امام جواد عليهالسلام: مأمون با فرستادن دختر خود به خانة امام ميخواست آن حضرت را هميشه زير نظر داشته باشد و دختر مأمون نيز در انجام اين رسالت موفق بود، زيرا در خبر چيني گزارشگري ماهر بود.



2- جذب حكومت: مأمون تصور ميكرد با اين وصلت امام جواد عليهالسلام را مجذوب ماديات و امكانات سلطنتي نموده و به قداست و حرمت امام لطمه وارد نمايد؛ غافل از اين كه امام جواد عليهالسلام يكي از زاهدترين امامان بوده و جذب دستگاه حكومت نميگرديد.



3- جلوگيري از اعتراض علويان: دشمني مأمون با علويان موجب شد كه آنان عليه وي اعتراض نموده و حكومت او را متزلزل كنند. مأمون با اين ازدواج قصد داشت خود را علاقهمند به امام نشان دهد، در نتيجه شيعيان قيام نكنند.



طبيعي بود كه مأمون جهت تحقق اهداف فوق شديداً امام را تحت فشار قرار داد و براي اين وصلت از همة راهكارها و اهرمها بهره گرفت.

مأمون با فرستادن دختر خود به خانة امام ميخواست آن حضرت را هميشه زير نظر داشته باشد و دختر مأمون نيز در انجام اين رسالت موفق بود، زيرا در خبر چيني گزارشگري ماهر بود.



به نظر ميرسد عوامل زير در ازدواج امام جواد عليهالسلام تأثير گذار بود:



1- اجبار امام به ازدواج: بي ترديد ازدواج امام جواد عليهالسلام با دختر مأمون خواسته امام نبوده و اين ازدوج مانند ازدواجهاي معمولي كه مبتني بر خواست و رعايت شرايط باشد، صورت نگرفت. زيرا امام جواد عليهالسلام ميدانست كه مأمون پدرش (امام رضا عليهالسلام را به شهادت رسانده و يكي از دشمنان خاندان اهل بيت پيامبر صلياللهعليهوآله و شيعيان است. از سوي ديگر حكومت مأمون وجاهت قانوني و مشروعيت نداشت.



مأمون جهت رسيدن به اهداف خود شديداً امام را تحت فشار قرار داد و حتي حضرت را تهديد نمود. برخي عقيده دارند كه اگر امام ازدواج نميكرد، ممكن بود امام را ترور كند.1



گرچه در قاموس ائمه عليهالسلام ترس از مرگ وجود ندارد، ولي در آن مقطع زنده بودن و رهبري او نقش بنيادي در حفظ دين و مصالح مسلمانان داشت.



يكي از نويسندگان مينويسد: "به نظر ميرسد كه موافقت امام با اين ازدواج عمدتاً بر اثر فشاري بود كه مأمون بر امام وارد كرد" 2

حرم امام جواد عليه السلام



2- حفظ شيعيان: يكي از استراتژيهاي مهم خلفاي اموي و عباسي، شيعه ستيزي بوده و آنان از هيچ جنايتي عليه علويان دريغ نكرده و به آزار و زنداني و قتل آنان ميپرداختند. از سوي ديگر يكي از سياس هاي مهم ائمه عليهالسلام حفظ شيعي ان بود، چنانكه امام حسن عليهالسلام يكي از علل صلح خويش را حفظ شيعيان بيان نمود. 3



ائمه عليهالسلام سعي ميكردند با اتخاذ سياست و راهكارهاي منطقي و معقول به حفظ شيعيان بپردازند، گرچه ممكن بود اتخاذ راهكار حفظ شيعيان، شخصيت آنها را زير سؤال ببرد. شايد امام جواد عليهالسلام از ازدواج با دختر مأمون، حفظ شيعيان را دنبال ميكرد. طبيعي بود كه مأمون با ازدواج دخترش با امام جواد عليهالسلام تا اندازهاي از سياست خصمانه خود عليه شيعيان پرهيز ميكرد، زيرا به حسب ظاهر با امام شيعيان رابطة فاميلي بر قرار كرده بود.



3- تكليف گرايي: بي ترديد فعاليت هاي ائمه عليهالسلام ريشه در انجام تكاليف الهي داشته و همة فعاليتهاي آنان مبتني بر مصالح است. شايد علت ازدواج امام جواد عليهالسلام با ام الفضل بر اساس تكليف بوده است. ائمه عليهالسلام تكليفگرا ترين انسانها بوده و در برابر انجام دستور الهي مطيع ترين انسانها بودند؛ از اين رو هر گاه براي ائمه از سوي خداوند تكليف تعيين ميشد، انجام ميدادند، گرچه انجام تكليف به ظاهر براي برخي خوشايند نبوده و حتي عمل ائمه عليهالسلام را زير سؤال ميبرند. شايد ازدواج امام جواد عليهالسلام با دختر مأمون نوعي تكليفي بود كه تعيين شده بود شايد امام جواد عليهالسلام با اين ازدواج در صدد خدمت به مردم و حفظ دين بود؛ امام با نفوذ در مركز حكومت سعي ميكرد كه شيعيان حفظ شده و تا اندازه اي از سياست دين ستيزي مأمون جلوگيري نمايد و به جامعة ديني خدمت كند. با اتخاذ سياست هاي مطقي _ به رغم آن كه با ام الفضل ازدواج نمود، تحقق اهداف مأمون را در خصوص ازدواج دخترش غير ممكن ساخت.

***

1- مهدي پيشوايي، سيرة پيشوايان، ص 559.

2- همان.

3- اخبارالطوال، ص 220.