بازگشت

عظمت مسند امامت


روزي، علي بن اسباط (يكي از شيعيان كوفي) در دوران كودكي امام جواد (عليه السلام) به حضور آن حضرت شرفياب شد. او مي گويد: من دقيقا به قد و قامت آن بزرگوار خيره شده و قيافه و حركات و سكناتش را زير نظر داشتم تا در موقع مراجعت، شكل و شمايل امام جواد (عليه السلام) را بهتر براي يارانم در مصر نقل كنم. درست در همين هنگام كه با اين انديشه به او نگاه مي كردم، آن حضرت نشست و رو به سوي من كرد و گفت: «اي علي بن اسباط! خداوند كاري را كه در مسئله ي امامت كرده، همانند كاري است كه در مسئله ي نبوت انجام داده است. در قرآن مي فرمايد:

«و آتيناه الحكم صبيا (مريم/12)، ما به يحياي پيامبر (عليه السلام) در دوران كودكي فرمان نبوت داديم.» و مي فرمايد: «حتي اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنه؛ (احقاف/15) تا زماني كه به كمال قدرت و رشد عقلي برسد و به چهل سالگي بالغ گردد.» با توجه به اين آيات همانگونه كه ممكن است خداوند متعال حكمت را به انساني در كودكي بدهد، در قدرت اوست كه آن را در چهل سالگي بدهد.» [1] و به اين ترتيب هرگونه شك و شبهه را در مورد امامتش از ذهن علي بن اسباط زائل نمود.

براي توضيح بيشتر نقل روايتي از امام رضا (عليه السلام) در اينجا مناسب است:

صفوان بن يحيي روزي به حضرت رضا (عليه السلام) عرضه داشت: قبل از آنكه خداوند متعال فرزندت - حضرت ابوجعفر - را به شما عطا كند، مي فرموديد كه خداوند به من پسري خواهد بخشيد. اينك خداوند متعال او را به شما ارزاني كرد و چشم ما به جمالش روشن شد. حال مي ترسيم- خداي نكرده- اگر خبري شد [و شما از دنيا رفتيد!] بعد از شما ما به چه كسي رجوع كنيم؟ امام رضا (عليه السلام) به فرزندش حضرت جواد (عليه السلام) - كه پيش رويش ايستاده بود - اشاره كرد. صفوان بن يحيي با كمال تعجب گفت: ايشان كه كودكي سه ساله هستند؟! [چطور مي شود يك كودك امام باشد؟] امام فرمودند: «و ما يضره من ذلك شيء قد قام عيسي بالحجه و هوابن ثلاث سنين؛ [2] كودك بودن او در امامتش مشكل ايجاد نمي كند، عيسي (عليه السلام) در سه سالگي به حجيت الهي قيام نموده [و به نبوت رسيد] »

علي بن اسباط مي گويد: روزي به امام جواد (عليه السلام) عرض كردم: اي مولاي من! مردم به كوچكي سن شما ايراد مي گيرند و به اين جهت از پذيرفتن امامتتان سر باز مي زنند. امام در پاسخ فرمودند: چرا آنان اين نكته را بر من ايراد مي گيرند؟ به خدا سوگند! خداوند متعال به پيامبرش (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: «قل هذه سبيلي ادعوا الي الله علي بصيره انا و من اتبعني؛ (يوسف/108) بگو: اين راه من است! من و هر كسي كه پيرو من باشد، با بصيرت كامل، [همه مردم را] به سوي خدا دعوت مي كنيم.» و غير از علي (عليه السلام) در اول اسلام كسي از رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلم) پيروي نكرد. و آن حضرت در آن هنگام 9 ساله بود و من هم 9 سال دارم. [3] [كه با بصيرت كامل مردم را به سوي خدا هدايت مي كنم؟]


پاورقي

[1] الكافي، مولد ابي جعفر محمدبن علي الثاني، ج.3.

[2] الميزان، ج14، ص.55.

[3] تفسير قمي، ج1، ص.358.